شبنمی آهسته از چشمان برگ
می چکد بر دامن رنگین خاک
گل می افشاند به چشم آفتاب
نازخندی خوابناک
ناگهان از جای می خیزد نسیم
شاد می رقصد میان خاکسار
گفتگویی نرم می لغزد به گوش
“هان بهار…
آری بهار...
شبنمی آهسته از چشمان برگ
می چکد بر دامن رنگین خاک
گل می افشاند به چشم آفتاب
نازخندی خوابناک
ناگهان از جای می خیزد نسیم
شاد می رقصد میان خاکسار
گفتگویی نرم می لغزد به گوش
“هان بهار…
آری بهار...
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 3:0  توسط محمد جواد شادمهر
|